۱۳۹۰ مهر ۱۶, شنبه

پایان یک اسطوره

نزدیکای ظهر بود که خبر فوت استیو جابز رو شنیدم و خیلی ناراحت شدم
استیو از اون انسان‌هایی بود که پای اهداف خودش ایستاد، برای اهدافش تلاش کرد و در این بین تونست جامعه بشری رو با خودش همراه کنه!
من به افتخارش آواتار فیس بوکم رو تغییر دادم و یه بنر کوچیک هم توی صفحه‌ی پروفایلم برپا کردم که احتمالا تا یه هفته برافراشته می‌مونه!

گذشته از این حرفا و یاد و خاطره این شخص بزرگ که الآن توی تمامی صفحات وب پیچیده ولی من امروز آواتارم رو برگردوندم به حال عادی و اون هم فقط به یک دلیل!
توی این دو روز نوشته‌های مختلفی رو در مورد مرگ جابز خوندم که خیلی‌هاش تعریف بود و بعضا نمونه‌هایی مثل واکشن ریچارد استالمن (بنیان گزار پروژه گنو) از نظر من خیلی دوست داشتنی نبود ولی تامل برانگیز

امروز به این فکر کردم که تاریخ دوباره داره تکرار می‌شه! اما وسیع تر
یادم اومد که روزگاری مردم توی ماه دنبال چهره کسی می‌گشتن تا ازش اسطوره‌ای بسازن
مردمی رو می‌شناسم که تازه بعد از سالیان از کرده خودشون پشیمونن

من شاید از بزرگداشت جابز هیچ‌گاه پشیمون نشم ولی با خودم گفتم بزار در ساخت یه اسطوره سهیم نباشم
همون طوری که طرفدار نرم‌افزار آزاد هستم. از عقاید استالمن پیروی می‌کنم ولی خود این شخصیت رو به عنوان اسطوره قبول ندارم

یادم افتاد که جابز دنیای کامپیوتر رو برای عوام راحت و قابل لمس کرد و یادم افتاد که جابز از کسانی بود که دنیا رو برای توسعه دهندگانش سخت می‌کرد
شرکتی داشت که حتی مربع رو هم از اختراعات خودش می‌دونست (رجوع شود به پتنت مربع بودن آیفون و آیپد) و این حق رو به خودش مي‌داد که به نظرات کاربرانش اهمیت نده و راه خودش رو بره!

کسانی هستند در این دنیا که همانند استیو به دنیا خدمت کردند و نتایج تلاششون رو آزادانه در اختار دیگران گذاشتن ولی به خاطر حوزه کاریشون کمتر بین مردم شناخته شده هستن
ولی لااقل ما که مي‌دونیم و می‌شناسیم؟!

یادمون باشه که اسیو جابز رو از یاد نبریم نه به عنوان یک اسطوره که عنوان یک مرد بزرگ
دنیای بدون بت‌ها دنیای آزادتریه