۱۳۹۰ مهر ۲۰, چهارشنبه

افکار شبانه

چند وقتیه یه سری افکار ذهنم رو مشغول کرده

افرادی هستند که به نظر می‌رسته دانش بالایی دارن و از این دانش خودشون به راحتی پول‌های کلان به دست میارن
احتمالا ماهم پیش خودمون می‌گیم که حقشونه، بالاخره تلاش کردن تا به اینجا رسیدن
از نقطه آغازین شروع می‌کنیم
اول راه
این افراد شخصیت‌هایی هستند مثل تک تک بقیه انسان‌ها
از خودشون دانشی ندارن و هنوز خام هستن
این افراد از دانش دیگران استفاده می‌کنن، کتاب‌هایی رو می‌خونن که دیگران نوشته‌اند یا شاید هم سر کلاس درس اساتیدی حاضر می‌شن و خلاصه کم‌کم یه چیزایی یاد می‌گیرن
بعد این علوم رو با هم ترکیب می‌کنن و وقتی که کوچکترین مطلب جدیدی به ذهنشون رسید درواقع علم رو توسعه دادن
اگر افرادی نبودن که اون کتاب‌ها رو بنویسن و اگه اساتیدی نبودن که اون علوم رو در اختیار اون شخص قرار بدن، آیا در این صورت باز هم این فرد می‌تونست  این علوم جدید رو تولید کنه؟!
به نظر من که جواب این سوال منفیه
پس چرا افراد وقتی به جایی میرستن مغرور می‌شن و افرادی پشت سرشون رو فراموش می‌کنن
چرا از  دانش خودشون چنان محکم حفاظت می‌کنن که دست احدی به اون‌ها نرسته
اصلا چرا قانون کپی رایت رو ایجاد میکنن
و نهایتا حاضر نیستند ذره‌ای از دانش خودشون رو به جامعه‌ای که بهشون خیلی از علوم رو داده ببخشن

درسته، اون افراد باید نتایج ضحماتشون رو ببینند و قانون کپی رایت شاید بتونه به اون‌ها این تضمین رو بده که این سود حتما حاصل خواهد شد.

ولی الآن انسان‌ها به جایی رسیدن که دیگه فقط پول براشون مهمه
از قانون کپی رایت استفاده می‌کنن و برای بخشیدن علم خودشون به دیگران مبالغ هنگفتی رو طلب می‌کنن
و یادشون میره که اگه دیگران نبودن، اون‌ها هم نبودن
یادشون میره که دیگران بهشون چه کمک‌های کردن
یادشون میره که تک‌تک اون علومی که به رایگان و یا با مبالغ اندک به دستشون رسید، می‌تونست اونقدر دست نایافتنی باشه که ذره‌ای از اون رو نتونن بدست بیارن

یادمه از کسی پرسیدم که چرا داروهای ضد سرطان ایقدر گرونه؟! (قیمت میلیونی)
گفت چون اکثر این داروها انحصاری هستن و فقط یکی دو شرکت آنها را تولید میکنند (یعنی فلان نوع دارو رو فقط فلان شرکت داره)