۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

اندر حکایت دانشجو و دانشگاه

ترم یک با ورودم به دانشگاه با جمعیتی ۴۰ نفری سر کلاس مواجه شدم
سرمست از این که بالاخره به جایی رسیدم که می‌تونستم با علاقه به اون چیزی بپردازم که دوستش دارم.
واسه‌ی من که اصلا به چیزی جز کامپیوتر فکر نمی‌کردم و هر صد انتخاب رشته رو نرم‌افزار زده بودم اوضاع خیلی خیلی عالی بود!
از همون اول می‌دونستم که نباید به دانشگاه دل بست
رشته کامپیوتر از اون دست رشته‌هاست که اسم خیلی زیبایی داره و هر کسی رو یاد پول می‌ندازه، برای همین تعداد کسایی که متقاضی این رشته هستن زیاده، کسانی که به توصیه‌ی عمو و دایی و خاطراتی عظیم از بازی‌های کامپیوتری وارد این رشته می‌شن و بعد از گذشت چند هفته تازه متوجه می‌شن که اشتباهی کردن.

به من چه؟! مشکل خودشونه!
ولی:
این که چرا این افراد با این علاقه کم، باز هم این رشته رو ادامه می‌دن، سوالیه که من هیچ وقت جواب قانع کننده‌ای براش پیدا نمی‌کنم!
این روزها بیشتر افرادی که در دانشگاه‌ها تحصیل می‌کنن دختر هستن. دخترانی که اکثرا برای نموندن توی خونه به دانشگاه اومدن. البته نباید یه طرفه نگاه کرد. چه بسیار پسرایی که با هدف نرفتن به سربازی وارد دانشگاه شدند.

ترم‌ یک و دو رو گذروندم با این امید که ترم‌های بالاتر با افرادی رو برو خواهم شد که نه تنها ترمز بحث استاد نخواهند بود بلکه سرعت کار رو بیشتر خواهند کرد.
شواهد نشون میداد که تا درسی رو پاس نکنی خبری از درس‌های تخصصی‌تر نیست
منم خوشحال که این دوستان رو به حال خودشون می‌زارم و میرم

نه‌نه‌نه کدوم شواهد؟!
شخصی که مبانی‌ کامپیوتر و برنامه نویسی رو یه بار افتاده، ترم بعد با ۱۲ و۱۳ پاسش کرده و این ترم که ترم ۳ باشه تازه برنامه‌نویسی تخصصی برداشته. دانشگاه برای این که به پول نیاز داره به دانشجو این اجازه رو میده که درس ساختمان داده رو که پشنیازش پیشرفته بوده و هنوز پاس نشده، برداره و استاد درس اینقدر مطلب رو ساده میگه تا همه اون رو متجوه بشن! با این استدلال که اگر ساختمان داده پاس نکنید ترم ۴ به مشکل برخواهید خورد.
خوب به مشکل بر بربخورن!
تاوانش رو باید کسی بده که تلاش کرده؟! حالا باید حضور یه نفر بی‌هدف رو تحمل کنه؟!
می‌دونم که با این وضع تدریس که فقط فرمول گفته می‌شه، طرف این درس رو به راحتی پاس می‌کنه و ترم بعد هم ما درخدمتشون خواهیم بود، و خدا نکنه که یه خط کد نویسی توی درس باشه، اون وقته که باید نیم ساعت وقت کلاس رو برای حالی کردن به طرف از دست داد.
وای به حال درسایی که پیش روست.

کسی که از کامپیوتر فقط آهنگ گوش دادن بلده
شاید هم خوب بلد باشه فیفا و ساکر بازی کنه
می‌تونم شرط ببندم که هیچ کدومشون حتی تفاوت بین IDE و Compiler رو هم نمی‌دونن!
مثلا اگه ازشون بپرسی این کد رو با چی کامپایل کردی؟ جواب می‌دن Visual studio .
دو نکته توی این جواب خفته. یکی این که با زبون بی زبون بهت میگه: مگه چیزی جز ویژوال استادیو هم هست؟ دوم این که ویژوال استادیو یه کامپایلره. :دی

مشکلی نیست که ندونی ولی وقتی دنبال دونستن نری با بعضی از موجودات دیگه (نشخوار گران) هیچ تفاوتی نداری! فقط اسمتو گذاشتی دانشجو...!
وقتی که لیسانستو گرفتی، غلط می‌کنی بگی من مهندس بیکارم.
مملکت گل و بل‌بل هم که بود، جناب عالی یا سرکار خانم همون بیکاره می‌موندی.
فقط این وسط وقت مارو گرفتی!
تازه تو که بدی‌هات همین چند خطه.
اگه از وضع نظام آموزشی که من و تو رو یکی دونسته بگیم باید خیلی بیش از اینا نوشت.